تبلیغات
شادمانی‏ های کوچک - روایت بازدید از بهزیستی ورامین

جمع كوچكی هستیم كه با كمك و مهرِِِ مهربانانی چون شما، می‏خواهیم گام كوچكی برای تسكین دردهای كودكان تنها و فراموش‏ شده‏‏ ای برداریم كه صدای سكوت بغضشان از همین نزدیكی‏ ها به گوش می‏رسد، همین نزدیكی،پانزده كیلومتری پایتختی پر سروصدا ، از محله‏ های گمنام و خاموش ورامین.

ما را دراین راه، یاری دهید.

پیام صبا

جستجو

 

روایت بازدید از بهزیستی ورامین

سه شنبه 21 مهر 1388   08:45

     صبح جمعه18/7/88 ساعت 8:30 با مینی‏بوس به سمت ورامین حرکت کردیم .

    ابتدا از مرکز حمایت از معلولین باهنر دیدن کردیم . البته این مرکز روز جمعه تعطیل بود و ما فقط می‏توانستیم  آسانسور در حال ساختش را ببینیم و چند عکسی از آن بگیریم. این ساختمان سه طبقه که سال 61 ساخته شده و به مرکزی برای حمایت از 3000 معلول منطقه ورامین اختصاص یافته بود از ابتدا فاقد آسانسور بود. در طبقه‏ی اول و دوم کارهای اداری معلولینِ تحت پوشش و خانواده‏های آن‏ها انجام می‏شود. طبقه‏ی سوم هم به کلاس‏های آموزشی نظیر آموزش گلدوزی و خیاطی یا کامپیوتر برای نابینایان و ناشنوایان تخصیص یافته است که به علت عدم وجود آسانسور عملا عده‏ی محدودی می‏توانند از امکانات آموزشی و کارآفرینی طبقه‏ی سوم استفاده کنند.

    در بازدید سال قبل، دیدن نوجوانان و جوانانی با معلولیت حرکتی که به سختی از این سه طبقه خود را بالا می‏کشیدند واقعا تاثر برانگیز بود. با  پیگیری مسوولین این مركز ،پروژه‏ی احداث آسانسور شروع شد. چاهک آن و اسکلت فلزی‏اش زده شد اما به دلیل کمبود بودجه متوقف ماند. این جمعه، باز هم اسکلت رها شده و تابلوی کلاس آموزشی در طبقه سوم را دیدیم و باز دلمان برای امید ناکام مانده‏ی بچه‏های معلول این مرکز گرفت.

    بعد از آن به مجتمع نگهداری از کودکان بی‏سرپرست رفتیم. سر راه، مقداری کیک و بیسکوییت و ساندیس و آبمیوه گرفتیم چون می‏دانستیم که با شروع فصل مدرسه بچه‏ها برای تغذیه‏ی بین روز خود بسیار کمبود دارند.و کو تا پایان سال تحصیلی و این همه روز؛ روزهایی كه بچه‏های دیگر، ساندویچ‏های پرمهرِ دست‏ساز مادر و میوه‌های خانه‏ی پدری‏شان را در زنگ تفریح می‏خورند ....

  

وقتی به آنجا رسیدیم جمع دیگری از دوستان که از مسیرهای نزدیکتری خودشان را رسانده بودند، به گروه ما ملحق شدند. در فاصله‏ای که مسوولین و بچه‏ها به دیدن‌مان بیایند گروه را به هم معرفی کردیم.

      وقتی آقای تاجیک -مسوول محترم و محجوب مجموعه-  آمد، پشت سرش تک و توک بچه‏ها به سالنی که در آن منتظر بودیم سرک می‏کشیدند. بر خلاف بازدید گذشته نمی‏شد زیاد با بچه‌ها صحبت کرد و به اتاق‏های‌شان رفت یا با آنها گرم گرفت. گویا قوانین جدید بهزیستی این كارها را ممنوع کرده است!

صحبتها آغاز شد. تمام حرف‏ها در دو دسته‏ی کلی خلاصه می‏شد:

1-    طرح مشکلات از طرف آقای تاجیک:

   مشکلات عمده:

    آموزش‏های کمکی بچه‏ها در فصل تحصیل، کمبود فضای بازی و زندگی و خواب برای بچه‏ها، کاریابی برای افرادی که دیپلم می‏گیرند و قاعدتا باید از تحت پوشش مجموعه خارج شوند و آنجا را ترک کنند. (مسوولین دلسوز این مرکز تا زمانی که شغل و وضعیت مناسبی برای بچه‌ها فراهم نکنند آنها را همان‏جا نگه می‏دارند و بعد از آن هم حمایت‌شان تا سالها ادامه دارد. چندی پیش كه برای سر زدن به این مركز رفته بودم ‏دیدم كه شور و شوق متفاوتی آن‏جاست، فهمیدم  كه قرار است برای یکی از بچه‏هایی که سال‏ها پیش، از مرکز خارج شده به خواستگاری بروند.)

 2-    ارائه‏ی پیشنهاد از طرف ما:

- آقای سلطانیان (یكی از مدیران موفق شهرستان ورامین) قول دادند برای دوره‏ی آموزش فنی حرفه‏ای و پس از آن اشتغال به‌كار  سه نفر از نوجوانان دیپلمه‌ی این مركز همكاری نمایند. همچنین برای آموزش‏های كمك درسی بچه‏ها نیز از امكانات موجود در موسسه‏ی خدماتی‏شان استفاده كنند.

     - یكی از اعضای كلوپ كه عضو آسیفا ( انجمن بین المللی سازندگان انیمیشن) هستند پیشنهاد دادند كه برای بچه‏هایی كه علاقمند به یادگیری ساخت انیمیشن هستندبه صورت رایگان آموزش دهند.

       -  آقای رستگار (مدیر كلوپ نشر چشمه) قول دادند از اعضای داوطلب در كلوپ نشر چشمه برای آموزش‌های كمك درسی بچه‏ها استفاده كنند.

          - قرار شد كمك‏های اهدایی دوستان حاضر كه جمعا مبلغ 304 هزار تومان شد برای خرید تغذیه بین روز، عصرانه و  گوشت و ماهی صرف شود.

    در راه برگشت، در انتهای مینی‌بوس جمع شدیم و در حالیكه مغزمان در اثر تكان‏های شدید از جمجمه‏مان جدا شده بود، در حالتی بین پرواز كردن و فریاد كشیدن با هم گپ زدیم و نظرات‌مان را جمع‌بندی كردیم.

علاوه بر تصمیماتی كه در بالا اعلام شد:

-    قرار شد حسابی به نام كانون سرو افتتاح شود تا افرادی كه مایلند، كمك‏های‌شان را از این طریق اهدا كنند. 

-    در صورت موافقت مدیر فروشگاه نشر چشمه، صندوقی با آرم كانون سرو تهیه شود و در فروشگاه چشمه قرار گیرد.

-    فرم عضویت كانون سرو در اختیار كلوپ چشمه قرار گیرد تا در صورت تمایل، اعضای كلوپ چشمه در این كانون هم عضو شوند.

-    یكی از افراد حاضر در بازدید قول دادند مساله‏ی ساخت آسانسور مركز معلولین را از طریق یكی از دوستانش كه عضو فعال انجمن حمایت از معلولین استان تهران است پیگیری كنند.



نوشته شده توسط : پیام صبا