تبلیغات
شادمانی‏ های کوچک - ......

جمع كوچكی هستیم كه با كمك و مهرِِِ مهربانانی چون شما، می‏خواهیم گام كوچكی برای تسكین دردهای كودكان تنها و فراموش‏ شده‏‏ ای برداریم كه صدای سكوت بغضشان از همین نزدیكی‏ ها به گوش می‏رسد، همین نزدیكی،پانزده كیلومتری پایتختی پر سروصدا ، از محله‏ های گمنام و خاموش ورامین.

ما را دراین راه، یاری دهید.

پیام صبا

جستجو

 

......

دوشنبه 9 آبان 1390   00:20

 می گویند:" برای آنانی دلسوزی کن که لیاقت دلسوزی دارند. "

گاهی از برخوردهای بد و رفتارهای نامناسب بعضی از مددجویان کانون حسابی اذیت می شوم: وقتی با هزار مصیبت و رو انداختن به ده ها نفر یک وقت عمل جراحی رایگان از بیمارستانی در تهران گرفته ام و همه چیز حتی وسیله رفت و آمد را فراهم کرده ام آنوقت مادر بچه  بیمار به جای خوشحالی و تشکر غر میزند که چطور این راه دور را برود و چرا من همراهش نمی روم و چرا از بیمارستان ورامین برایش وقت نگرفتم، یکباره تا سلول های مغزم داغ میشود ... یا وقتی به بهانه کوچکترین مشکلات:  درگیری خانوادگی ، مشکل با همسایه یا صاحبخونه و... تا 11.5 شب تلفنم مدام زنگ می خورد و حتی وقتی ازشان می خواهم بگذارند فردا صحبت کنیم، بی فایده است و انگار همان لحظه باید مشکل حل شود... وقتی کودکانی که بارها ازشان خواستم با من صادق باشند و دروغ نگویند به راحتی فریبم می دهند... وقتی مادر دخترک معتادی که با هزار بدبختی ترک داده شده و حالا سالم و سرحال و شاداب به زندگی بازگشته، از درون زندان  مرا تهدید می کند که از من شکایت خواهد کرد و من مستاصل می شوم .....طبیعیه که نزدیکانم بگویند به کسانی که خودشان همراهی نمی کنند، کمک نکن. حرفی کاملا منطقی است ولی مساله اصلی اینجاست که اکثر این افراد به معنای واقعی کلمه "متوجه نیستند" .خیلی خیلی چیزها را متوجه نیستند.   به دلیل مجموعه ای از عوامل اجتماعی، فرهنگی، خانوادگی و...  درک بیمار و فهم ناقصی از زندگی و روابط افراد دارند. اصلا انگار در یک سطح دیگری از زندگی شناورند. اما مشکل اصلی تر اینجاست که اختیار کودکانی بی اختیار در دست آنهاست و چیزی که تحمل توان این رفتارهای نا مناسب را می دهد امید به ایجاد تغییری کوچک در وضعیت این بچه هاست که اگر به حال خود رها شوند آن ها نیز به موجوداتی ضعیف و بیمارگونه - همچون والدینشان – تبدیل خواهند شد. چنانکه بسیاری از آنها الان هم دیگر به هیچ وجه آن کودکان معصوم و اولیورتویست هایی که در فیلم ها می بینیم نیستند که در عکس ها و تبلیغات روی معصومیت و فرشته گونه بودن آن ها مانور داده می شود . بسیاری از آن ها در همین کودکی، هیولایی شرور، دروغگو و بی محبت درون خود دارند. کودک هستند ولی خبری از طراوت و شادی و صفای کودکی در وجودشان نیست. اما می توان دوستشان داشت زیرا که محصول شرایط اجتماع و فضایی هستند که خود در انتخابش هیچ نقشی نداشتند و مهم تر از همه این که هنوز می توان به تغییرشان امید داشت .


 به گمانم دلسوزی و کمک به کسی که شایستگی دلسوزی دارد، کسی که صادق است و سلامت اخلاقی دارد، بدیهی ترین کاری است که از دست هر انسانی بر می آید. شاید بتوان فراتر از آن، این را تمرین کرد که آنانی را که نمی توانند درک درستی از شرایط و کمکی که به آنها می شود داشته باشند، مشکلات متعددی دارند، رفتار اخلاقی سالم و بهنجاری ندارند و حتی رفتارهای بسیار آزاردهنده ای دارند نیز همچون بیماری، نیازمند کمک دانست و دوستشان داشت. آن ها خیلی تنهاتر از گروه اول هستند و نیازمندتر به حمایت و مراقبت. و مهم تر این که اگر آنان حمایت نشوند چه بسا آثار مخرب زیادی در محیط خانوادگی خود و فضای اطراف خود ایجاد کنند که گروه اول هرگز این خطرات را نخواهند داشت.

با این همه اعتراف می کنم که گاهی دوست داشتن برخی از آنان و صبوری در مقابل رفتارهایشان و پیداکردن راه کار مناسب، کار بسیار دشواری است  و تمرینی مداوم را طلب می کند.


نوشته شده توسط : پیام صبا